ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

37

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كوفه آورد . ابن زياد سرها را با اهل بيت به همراهى شمر به شام فرستاد [ 1 ] ] . اهل مدينه و عمال يزيد چون ستم يزيد و عمالش همه جا را فرو گرفت و بزه‌كارىهايش چون كشتن سبط رسول خدا ( ص ) و ياران او و نيز شرب خمر و اشتغال او به ديگر معاصى آشكار شد ، نخست مردم مدينه بر عامل خود ، عثمان بن محمد بن ابى سفيان بشوريدند و نيز مروان بن الحكم و ديگر بنى اميه را از خويش براندند و اين هنگامى بود كه عبد اللّه بن الزبير پارسايى مىنمود و خود را از مردان خدا ساخته بود و براى خود دعوت مىكرد . اين واقعه در سال 63 ، اتفاق افتاد . چون اين خبر به شام رسيد سپاهى به سردارى مسلم بن عقبة المرى به سوى مدينه روان گرديد . چون اين سپاه به مدينه نزديك شد در ناحيه حره مردم مدينه به سردارى عبد اللّه بن مطيع العدوى و عبد اللّه بن حنظلة غسيل الملائكه با آن رو به رو شدند . نبردى عظيم درگرفت و خلق كثيرى به قتل آمدند ، چه از بنى هاشم و ديگر قريش و چه از انصار و جز ايشان . از آل ابى طالب دو تن كشته شدند ، يكى ابو بكر بن عبد اللّه بن جعفر و ديگر جعفر بن محمد بن على بن ابى طالب . و از بنى هاشم كه از خاندان ابى طالب نبودند ، فضل بن عباس بن ربيعة بن الحارث بن عبد المطلب و عبد اللّه بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب و عباس بن عتبة بن ابى لهب بن عبد المطلب و نود و اند تن ديگر از ديگر قريش و همين شمار از انصار و چهار هزار نفر از ديگر مردم . اينان كسانى بودند كه شناخته آمده بودند . مردم همه بيعت كردند كه از بندگان يزيدند هر كه چنين بيعت نمىكرد عرضه تيغ هلاك مىشد . على بن الحسين بن على بن ابى طالب ملقب به السجاد و على بن عبد اللّه بن العباس از اين حكم مستثنى شدند . چون مسلم بن عقبه كار خود را در مدينه به پايان آورد ، سپاه خود را به سوى مكه روان ساخت تا با عبد اللّه بن الزبير مصاف دهد و مردم مكه را به تسليم وادارد . چون به قديد رسيد بمرد . اين واقعه در سال 64 ، اتفاق افتاد . مسلم بن عقبه پس از خود حصين بن نمير را بر سپاه فرماندهى داد . حصين براند تا به مكه رسيد . عبد اللّه بن الزبير كه خود را « العائذ بالبيت » لقب داده بود ، به خانهء خدا پناه برده بود . حصين بن نمير مكه را محاصره كرد و منجنيق‌ها نصب كرد و شهر و مسجد الحرام را زير ضربات خود گرفت . ابن زبير در مسجد بود ، مختار بن ابى عبيدة الثقفى نيز همراه او بود . مختار نيز به امامت او معترف بود . بدين شروط كه با رأى او مخالفت نورزد و از فرمانش سر بر نتابد .

--> [ ( 1 ) ] ميان دو قلاب در متن سفيد بود ما از طبرى كه از مأخذ ابن خلدون است ، خلاصه كرديم .